من اولین بار حرکتت رو توی شکمم حس کردم پسر قشنگم
قربونت برم سلام عشق مامان و بابا روز عید قربان که میشد 16 آبان 1390 بعد از ظهر حدود ساعت 8:15 روی تخت دراز کشده بودم و داشتم با مادر جون حرف می زدم صحبت خاله حمیده و مادر بزرگ اینا بود که یهو یه حال عجیبی توی دلم حس کردم ، مثل اینکه ماهیچه ها منقبض و منبسط شن و خیلی جالب بود یه لحظه مکث کردم و مبهوت شدم و بعد به مادر جون گفتم وای فکر کنم مهرتاش تکون خورد وقتی براش حالتم رو توضیح دادم گفت دقیقا همین حالت رو داره اولین تکونای بچه و گفت خیلی خوبه که توی عید قربان این حس رو تجربه کردی و این رو به فال نیک بگیر. خیلی خوشحال شدم و ذوق کردم شب که رفتم خونه به بابایی گفتم و اونم کلی ذوق کرد . خلاصه از اونموقع تا امروز دیگه من متوجه حرکتای ...


