جشن دندونی شازده کوچولو مبارک باشه
جیگر مامان تولد اولین مرواریدت مبارک ... وقتی سر و کله دندون شازده پسرم پیدا شد ، من و باباییش تصمیم گرفتیم واسش یه مهمونی کوچیک ترتیب بدیم ، واسه خاطر اینکه خونواده من و باباییش توی یه شهر نیستن توفیق اجباری نصیبمون شد که دوبار این مناسبت بزرگ رو جشن بگیریم براش یه بار اهواز یه بار ماهشهر عید غدیر در راه بود و داشتیم میرفتیم تعطیلات رو اهواز ، از طرفی خاله حدیث مهرتاشم قراره بزودی بیاد پیشمون واسه همین تصمیم گرفتیم اول مهمونی رو اهواز برگزار کنیم... یکمی هول هولی بود ولی خوب خیلی خوب بود و بهمون کلی خوش گذشت ...جای همگی خالی بود گل پسرم طبق عادت شبا ساعت 9 می خوابه ... ما هم مجبور بودیم بخاطر بابا مهرداد که تازه ساعت 7:30 رسید ا...









