شازده کوچولو در حال خوردن خوراکی های خوشمزه
ماکارونی خورون : کلی کیف کرده بودیا ... سالاد هم می خوردی همراه با ماکارانی ... تازه کلیشم ریختی از ظرف بیرون ... بعد که سالادت تموم شد حمله کردی به سالاد من و بابایی قرون اون دستات و لبات و چشات و لپات ... پف فیل خورون خاله پریسا جون واسه تو و داداشی کیان پف فیل درست کرده بود ... من از سرکار رسیدم و دیدم به به افتادی رو پف فیلا ... پف فیلای خودت و که می خوردی حمله می کردی به ظرف داداشی کیان و ما مرده بودیم از خنده ... ناگفته نماند همیشه اینطور نیستی گاهی باید به زور بهت یه چیزی بدم بخوری دیگه اشکم در میاد ... کیوی خورون ... مادر جون اینا یه شب اومده ب...






