التماس دعا
پسر قشنگم دیروز با زن عمو فرزانه مهربون صحبت کردم و بهم گفت رفته دکتر و نی نی نازش و سالمه و قلبشم داره تند تند می تپه و آخرای هفته 6 بارداری رو میگذرونه ... خدایا شکرت ... نمی دونی چقدر خوشحال شدم و کیف کردم ... یه نی نی دیگه به جمعمون اضافه میشه ... یه آجی یا داداش کوچولوی جدید واسه مهرتاشم ... خدایا مرسی از اینکه دعاهامون و بی پاسخ نذاشتی ... خدای بزرگ بازم بمون نگاه کن و به این نی نی کوچولو و مامانش توان بده تا 9 ماه انتظارو به سلامتی به پایان برسونن ... التماس دعا از همه اونایی که این پست و می خونن ... ...







