مهرتاش جانمهرتاش جان، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 1 روز سن داره

مهرتاش فرشته مهربانی ها

کنجکاوی های شازده پسر و ساز و بازهای وروجک مامان

1392/4/1 13:58
نویسنده : یه مادر عاشق
660 بازدید
اشتراک گذاری

پسر ماهم تازگیا خیلی بلا شدی

می خوای در همه چیز و باز کنی و ببندی ...

یکی از بازی های مورد علاقت همینه ...

مثلا چشمت می خوره به لیوان آبت روی اُپن ، میای و هی غر میزنی و میگی اِ اِ

بهت میگم چی می خوای مامان نشونم بده

دستت و میکشی سمت اُپن و میری اونجا ... میام دنبالت بغلت می کنم و میگم چی مامان؟

خلاصه متوجه میشم لیوانت و می خوای

لیوان و میدم دستت یهو جیغ میکشی لیوان و میندازی و دستات و می زنی بهم " به حالتی که انگار داری تمیزشون می کنی " و میری ...

صدات می کنم میگم مامانی خوب چیه خودت گفتی این و می خوام بیا پسرم ببینم چی شده

باز میای ، لیوان و برمیداری و میدی دستم ... هربار میدم دستت تو میندازیش و غر میزنی ...

آها حالا فهمیدم درش و باز کنم

خلاصه بازش می کنم و میدم دستت و تو با یه لبخند پیروزمندانه و رضایت بخش اون و ازم می گیری و میری میشینی شرروع می کنی

بله تلاش می کنی درش و بزذاری روش و ببندی

هی اینورش می کنی اونورش می کنی درش و میذاری تا می خوای ببندیش از دستت در میره و میفته زمین و اینکار اونقدر تکرار میشه که لجت در میاد و دوباره غر میزنی

چی شد باز مامانی ؟

آها حالا باید ببندمش ؟

خوب بده به من و تو میگی اِ یعنی بفرما ...و من می بندمش و یمدم دستت و تو یه لبخند میزنی و دوباره میدی دستم و میگی اِ یعنی بازش کن

حالا مرحله دوم بازی شروع شده و منم باید شرکت کنم می بندم میدم دستت تو میدی به من من باز می کنم میدم دستت و تو دوباره میدی به من ببندم و این چرخه تکرار میشه تا اینکه یهو چشمت به یه چیز دیگه بخوره و بری سراغش

خلاصه این بازی رو با انواع وسایلا از شیشه نوشابه تا شیشه شیر خودت و جعبه آدامس و ... انجام میدی

و این بازی این روزای ماست ...

این روزا بیشتر از قبل به لگویی که خاله پریسا برات خریده توجه می کنی و باهاش برج میسازی

برجت و که ساختی میاری میدی به من و میگی اِ یعنی بازشون کن و اینم یه بازی دیگه این روزای گل مادره

دورت بگرده مادرماچ

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

راحله
1 تیر 92 19:16
آخ آخ امان از این باز و بسته کردنها


ما هم درگیریم


میگم چطوره یکی در میون پست بذاریم بعد از روی هم کپی پیست کنیم؟؟؟؟


اخه کل ماجراهای خونه ی شما تو خونه ی ما هم اتفاق میوفته و برعکس






وای کلی خندیدم


آره با پیشنهادت موافقم عزیزم


پس شما هم مثل ما گرفتارین


من فکر می کردم فقط خودم اینقدر درگیرم با این گل پسر


پس راحله جووووووونم یه خسته نباشی تپل میگم بهت