عکس های ماه هفتم تولد شازده کوچولو
پسر موزیسین من


قربون این شیطونیات




عاشقتم وقتی تو بغل بابایی اینجوری تلویزیون نگاه می کنی



آویز بالا تختت رو خیلی دوس داری

شازده مثل پادشاها نشستیاااااااااااااااااا

بوق بوق مهرتاش موتور سوار داره میادش

مهرتاش درحال پوف کردن ...

ای بلا داره میگه شما هم بلدین اینجوری کنین؟

آب بازی مهرتاش جونم




وااااااااااای چقدر تمیز و خوردنی شدم



من می خوام برم گردش



بازی با مکعب پارچه ای " فقط همون شب که خریدیم باهاش بازی کردی"

صبح که مامان و بابا میرن سر کار من بیدارم





یه دقیقه قبل از سقوط گلدون مامانی ... مهرتاش در حال بازی


انگشت به دهن موندم با اینکاری کردم نمی دونم چطور شد!!!!!

واااااااااای خدا چقدر دوست دارم یه جای وسیع بخوابم ... تخت مامان و بابا خیلی باحاله


آب بازی رو دوست دارم ... خیلی زیاد





بعد از یه حموم گرم یه خواب خوب خیلی می چسبه

الان بیدار شدم و حسابی سرحالم


آخ جون می خوام برم خونه بابا جون


از خوابیدن توی کالسکه هم خیلی خوشم میاد

دوس دارم لم بدم تو کالسکه

به به ساندبیچ به به نوشابه





به به خرابکاری 





من اینجوری می خوابیدم اونوقتاااااااااااااا

موهامو فشن کردم با سشوار


چه خوبه تو بغل بابایی بخوابم

آخ جان کفیر ... مامان بابا به منم بدین کفیر بخورم تا خستگیم رفع شه

عاشق اینم که با بابایی تلویزیون ببینم

عشقولانه مهرتاش و بابایی مهرداد صبح زود

من و مامان سارا د رحال رفتن به شرکت



عکس های ماه هفتم تولد شازده کوچولو
