خبرای خوووووووووووووب
اولین خبر خوبم که واسه ما مثل ایستادن روی بنده معلقه یعنی هم خوبه هم بد اینه که مادر جون اینا خونه گیرشون اومد و تا آخر تابستون میرن کرج و ازمون دور میشن خوشحالم واسه اونا که از این جهنم میرن و ناراحتم واسه خودمون که تنها میشیم و مطمئنا روزای سختی رو در پیش خواهیم داشت ... خبر خوب دوم اینکه خاله حدیث و آجی آیناز و عمو عارف روز جمعه اومدن و حسابی سروپرایز شدیم و با دیدشون دم در خونه شوکه شدیم ... به به عجب سورپرایزی بود ... و خبر خوب بعدی همی اینکه نی نی زن عمو فرزانه دختره وای خدا جون نازی چه خوب زن عمو دختر خیلی دوست داشت و خدا هم بعد از اینهمه که اذیت شد با دادن این هدیه زیبا بهش همه رو یه جا جبران کرد براش ایشالا به سلامتی د...


